غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
111
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
[ مقدمه ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم خداى را بر سلطنت باشكوهش مىستايم وبر احسان فراوانش سپاس مىگويم وبر تمام پيامبران ودوستدارانش درود مىفرستم ، بالأخص ، بر محمّد صلّى اللّه عليه وآله وبرادرانش . وبعد ؛ اين بنده كه به مولايش دلبسته واز غير أو وارسته ، دادخواه از خداى غفور ، نامبردار به غياث ، مشهور به منصور مىگويد : « برادرانم ! اين نوشتار ، تفسير سورهء انسان است . بخشي از مطلع العرفان كه اميد آن دارم ، مرور ايّام ما را در اتمام آن مهلت دهد وزمانه در به پايان رساندنش ، ياريمان كند . ودر آن تمام بيانات مفسّران سخنپژوه را پيراستهام وبه اقتضاى حال ومقام افزودنىها بر آن روا داشتهام واينهمه را در ذيل عناوين « المشرق » بسط دادهام . سرآغاز : انسانشناسى از جمله معارفى است كه در دنيا وآخرت آدمي را سود بخشد . انسان در نشئهء آخرت ، هم متحمّل درد ورنج است وهم بهرهمند از لذات جسماني وروحاني . واينهمه را در هر دو معاد ( جسماني وروحاني ) كه فلاسفه وعالمان كاوشگر آن را تقرير كرده وبدان باور دارند ، متحمل مىشود . گرچه فلاسفه ، سراسر بر اين همانديشهاند كه اثبات معاد جسماني تنها از طريق شرع ممكن است ، وعذاب ولذّت روحاني از طريق حكمت قابل اثبات مىباشد . ليكن باور من اين است كه اثبات هر دو معاد از هر دو طريق ممكن خواهد بود . اكنون برآنم كه برخى از حالات روحاني را در پرتو آيات قرآني از سورهء انسان ، تبيين كنم .